در بسیاری از شهرها، هنر سالها در قالب «مصرف فرهنگی» تعریف شده است؛یعنی چیزی که دیده میشود، تجربه میشود، لذت برده میشود و در نهایت تمام میشود.نمایشگاهها، رویدادها، جشنوارهها و برنامههای هنری، اغلب در این چارچوب قرار میگیرند:تولید محتوا برای مصرف مخاطب.
در نگاه سنتی، هنر اغلب در مرز میان «علاقه شخصی» و «فعالیت فرهنگی» تعریف میشد؛چیزی که ارزش معنوی دارد، اما الزاماً یک مسیر اقتصادی پایدار محسوب نمیشود.
در سالهای اخیر، فضای هنری مشهد به شدت تحت تاثیر رقابت برای دیده شدن قرار گرفته است. نمایشهای پرزرق و برق، ایونتهای شلوغ و تمرکز بیش از حد بر حضور رسانهای، به جای ارتقای کیفیت محتوا، به یک بازی نمایش و تصویرسازی شخصی تبدیل شدهاند. این روند نشان میدهد که در بسیاری از پروژههای هنری، اولویت نه بر خلق اثر و انتقال تجربه، بلکه بر جلب توجه مخاطب و افزایش دیده شدن فرد یا گروه است.