27 اسفند 1393 21:2

اکران نوروزی/ طعم شیرین خیال+معرفی و نقد

طعم شیرین خیال آخرین ساخته کمال تبریزی در سینما هویزه روی پرده رفته است.

فیلم «طعم شیرین خیال» ساخته کمال تبریزی، کارگردان پرکار سینمای ایران در بخش سودای سیمرغ سی و سومین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. «طعم شیرین خیال» نوعی طنز رمانتیک متفاوت درباره محیط زیست و رابطه انسان و زمین است. پخش این فیلم بر عهده شرکت سینمایی نور تابان است. ساخته قبلی کمال تبریزی به نام «طبقه هساث» موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد و نامزد دریافت سیمرغ بخش های جلوه های ویژه بصری ، بهترین موسیقی متن و بهترین فیلم نامه سی و دومین جشنواره فیلم فجر شده است.

خلاصه فیلم 

شیرین، ماجرای آشنایی خود و خانواده ‌اش با کسی را که قرار است به خواستگاری او بیاید روایت می‌‌کند.

عوامل فیلم

کارگردان: کمال تبریزی/ نویسنده: نغمه ثمینی، علی میرمیرانی/ تهیه‌کننده: محمد علی حسین‌نژاد/ تدوین: بهرام دهقانی/ مدیر فیلمبرداری: علی تبریزی/ مدیر صدابرداری: عباس رستگارپور/ طراح صحنه: سارا سمیعی/ طراحی و ترکیب صدا: علیرضا علویان/ طراح لباس: مجید لیلاجی/ طراح چهره پردازی: مجید اسکندری/ موسیقی: مسعود سخاوت دوست/ جلوه های بصری: فرهاد یوسفی پور/ مدیر تولید: جلیل شعبانی/ عکاس: زهرا مصفا

بازیگران: شهاب حسینی، نازنین بیاتی، نادر فلاح، نازنین فراهانی، پریوش نظریه، مهدی حسینی بجستانی، عیسی یوسف‌پور، آسیه سلطانی نژاد

 

نقد فیلم

این خیال شیرین مال چه کسی است؟

محمدمعین موسوی- پرده سینما/ طعم شیرین خیال، فیلم تازه کمال تبریزی است که مثل اکثر فیلم های قبلی او برای روایت قصه از لحنی کمدی بهره می برد. با این حال، فیلم در قالب دقایق لوس و بی مزه است و حوصله سر بر. فیلم سفارشی است، شعارزده است و فاقد توانایی جهت اثرگذاری بر تماشاگر.

مشکل فیلم از عنوان شروع می شود: «طعم شیرین خیال». اسم شخصیت اصلی فیلم شیرین است، پس کلمه شیرین در عنوان ، نمی تواند ایهام داشته باشد. همانطور که «طعم معین خیال» یا «طعم اصغر خیال» بی معنی است، عبارت «طعم شیرین خیال» هم اگر شیرین را اسم فرض کنیم، بی معنی می شود. پس شیرین صفت است. حال، این خیال شیرین مال چه کسی است؟ شیرین. پس می شودطعم شیرین خیال شیرین. شاید بهتر بود اسم فیلم «خیال شیرین» انتخاب می شد و یا «طعم خیال شیرین».

فیلم از دو لحن متفاوت و کاملاً متضاد استفاده می کند و همین مسئله بزرگترین لطمه را به آن زده است. وقتی زندگی عادی شیرین را می بینیم فضا کمدی است و رئال، ولی خیال های گاه و بیگاه شیرین سورئال است و صداهای زیاد و تصاویر گرافیکی عجیب و غریب ، کاملاً حس تماشاگر  را می گیرد و او را از فیلم پرت می کند. پس از هر خیال مجددا به دنیای عادی برمی گردیم و همین که سعی می کنیم با فضای فیلم همراه شویم، مجددا خیالی دیگر از راه می رسد. رویاها نه خنده دارند و نه شخصیت پرداز. صرفا فرم را خراب می کنند.

نازنین بیاتی در نقش شیرین خوب ظاهر شده و لهجه او هم تا حدی قابل قبول است. همینطور نادر فلاح را بازی می کند (که بازی او در بی پولی و مخصوصاً چند متر مکعب عشق هم فوق العاده بود). مهم تر از بازی ها، رابطه پدر و دختر در این فیلم خوب در آمده و این مسئله شاخص ترین قوت فیلم است.

ولی شخصیت استاد رازیانی با بازی شهاب حسینی که باید مهم ترین شخصیت فیلم می شد، خیلی پایین تر از حد انتظار است. این آدم که بیش از حد عادی به محیط زیست اهمیت می دهد و نسبت به رفتار انسان ها در قبال محیط اطراف شان حساس است، نیاز به شخصیت پردازی خیلی محکم تری داشت تا این چیزی که در فیلم می بینیم. حتی اگر دوربین به جای شیرین، زندگی او را نشان می داد و کمی از گذشته اش، و اینکه چطور انقدر آدم متفاوتی شده اشاره می کرد، طعم شیرین خیال فیلم بهتری می شد.

ولی چیزی که از این کاراکتر می بینیم صرفا مقداری حرکات و دیالوگ های طنز است که از او یک تیپ در حد سریال های کمدی تلویزیون ساخته، که  حتی شاید رامبد جوان و یا یوسف تیموری بهتر می توانستند این نقش را بازی کنند. با این حال این مسئله که شهاب حسینی یک نقش کمدی را برای بازی کردن انتخاب کرده، تحسین برانگیز است.

کاراکتری که علی القاعده باید بدل به شخصیت دوست داشتنی فیلم می شد تا از طریق همین دوست داشته شدن بر تماشاگر اثر بگذارد و حرف هایش در مورد محیط زیست و طرح به اصطلاح «دل عالم» تاثیر گذار باشد، در نهایت بدل به شخصیتی شده که حداکثر حس ترحم تماشاگر را بر می انگیزد و نه دوست داشتن.

نکته دیگری که در فیلم می توان به آن اشاره کرد، شیوه روایت است. وقتی در همان ابتدا شیرین به دوربین زل می زند و شروع می کند به صحبت کردن، کمی توی ذوق مان می خورد. اگرچه همیشه در یک فیلم سینمایی اصل بر دیده نشدن دوربین است و فیلم کمال تبریزی آشکارا این اصل را نادیده می گیرد، ولی به مرور و با گذشت فیلم، همانطور که به شخصیت شیرین نزدیک تر می شویم به این شیوه عجیب هم عادت می کنیم. ولی فیلمنامه این نکته را در نظر نگرفته که باید همه فیلم تنها و تنها از دید شیرین روایت شود. وجود صحنه هایی که شیرین در آن حضور ندارد، با وجود این شیوه روایت خاطره گونه، هیچ معنی ندارند، مگر آنکه صرفا تصورات شیرین باشند. نقض اصلی این موضوع در صحنه پایانی است، هنگامی که شیرین در رویای خودش قدم می زند و به عنوان مونولوگ ، صدای استاد رازیانی را می شنویم. صحبت های او مال وقتی هستند که داشت دور یک میز برای یک زن و شوهر، طرح دل عالم اش را توضیح میداد. شیرین آن موقع در آن اتاق حضور داشت؟ نه. پس این جمله ها نمی توانند بخشی از رویای شیرین باشند.

در مجموع اگر صحنه های گرافیکی مربوط به خیال های شیرین را نادید بگیریم، می توان گفت که چنین فیلمنامه سفارشی را شاید نمی شد بهتر از این ساخت. طعم شیرین خیال با اغماض یک تله فیلم عصر جمعه قابل قبول است. نه موفق می شود هیچ کدام از حرف هایش را بزند و نه سینمایی است.

 






مطالب مرتبط

دیدگاه ها

- نظر دهید