8 شهریور 1395 8:57

نقد و بررسی فیلم "ایران سرای من است" در مشهد برگزار شد

نشست های پرسش و پاسخ  گروه سینمایی «هنر و تجربه» پردیس سینمایی هویزه مشهد این هفته به فیلم «ایران سرای من است» اختصاص داشت.  پس از نمایش فیلم در نبود پرویز کیمیاوی که سال‌هاست در فرانسه اقامت دارد، «بهزاد خداویسی» بازیگر و «مرضیه قریشی» مدیر تولید این فیلم در جمع دوستداران سینما، منتقدان و دانشجویان سینما حضور یافتند تا پاسخگوی پرسش هایشان باشند. هر چند که این نشست دو ساعته بیشتر از این که درباره فیلم باشد به حاشیه های فیلم، چرایی توقیف یا به نمایش در نیامدن آن، خاطره گویی از کارگردان و وضعیت سینمای امروز  اختصاص یافت.

 «ایران سرای من است» ساخته «پرویز کیمیاوی» است که پس از18 سال در گروه «هنروتجربه» روی پرده رفته است. پرویز کیمیاوی سال ۱۳۱۸ متولد شد. پدرش اهل خراسان بود و او دوران کودکی و دوره دبیرستان خود را در نیشابور سپری کرد. سپس به فرانسه رفت و تحصیلات سینمایی خود را در این کشور به پایان رساند.کیمیاوی پس از بازگشت به ایران آثاری همچون «یا ضامن‌آهو»، «پ مثل پلیکان» و «تپه‌های قیطریه» را ساخت. وی سال ۵۵ برای فیلم «باغ سنگی» جایزه خرس نقره‌ای جشنواره برلین را دریافت کرد. فیلم «ایران سرای من است» درباره نویسنده جوان کرمانی است  که در تدارک تألیف کتابی درباره تاریخ شعر کهن ایران است و برای دریافت مجوز چاپ کتابش در راه تهران در کویر گم می‌شود. در راه شاعرانی چون خیام، سعدی، مولانا، حافظ و فردوسی در برابر او ظاهر می‌شوند. فیلم در هفدهمین جشنواره فجر (77) به نمایش درآمد و هیئت داوران جایزه ویژه خود را به این فیلم اهدا کردند. 
 
ادعای کیمیاوی را رد می کنم
در ابتدای نشست پرسش و پاسخ این فیلم، هایده قریشی مدیر تولید فیلم «ایران سرای من است»، درباره این که پرویز کیمیاوی در برخی گفت و گو هایش اعلام کرده نسخه‌ای که در حال اکران است مورد تایید وی نیست، اظهار کرد: «این ادعا را رد می کنم.آقای کیمیاوی نامه ای مبنی براین که همه چیز طبق نظر ایشان بوده امضا کرده که اکنون موجود است. وی با  طرح این پرسش که: «اگر این فیلم متعلق به ایشان نیست، پس چگونه دراین سال‌ها مدام در موزه‌ها و کشورهای مختلف با حضور خودشان  به نمایش درآمده است؟» اظهار کرد:« جناب کیمیاوی حتی این فیلم را در یکی از سایت‌ها بارگذاری کرده بودند که از طریق گوگل پیگیری کردیم و گفتند خود مولف این کار را کرده است! »
 
من و تهیه کننده سکته کردیم!
قریشی تصریح کرد: فیلم «ایران سرای من است» سه بار تدوین شد و هر سه بار خود کیمیاوی تدوین فیلم را انجام داد و نسخه کنونی نیزآخرین تدوینی است که سال ۸۰ انجام شد. همان زمان مسائل مالی مشکلاتی را فراهم کرد که به  سکته قلبی و درگذشت آقای سرهنگی انجامید. وی با بیان این که کیمیاوی نسخه اکران شده فیلم را از لحاظ فنی تایید و امضا کرده است، گفت: «این فیلم دو بار صداگذاری شد. خانه سینما هم  در مورد تدوین وارد ماجرا و فیلم دوباره تدوین شد و موسیقی را هم آقای حسین علیزاده دوباره ساخت». قریشی تاکید کرد: آقای کیمیاوی پیشتر فیلم «اوکی مستر» را ساخته بودند که مدیر وقت تلویزیون سر آن فیلم سکته کرد. خود من هم به خاطر این فیلم سکته کردم! ولی با این که پروداکشن واقعا سختی داشتیم، هنوز هم دوست دارم و حاضرم با ایشان بدون دستمزد کار کنم و سکته سومم را هم بکنم!
 
هیچ کس از واژه توقیف  برای این فیلم استفاده نکرد
بهزاد خداویسی بازیگر این فیلم نیز با اشاره به این که پرویز کیمیاوی یکی از بهترین کارگردان‌هایی است که با او همکاری کرده است، گفت: «اگر این فیلم در زمان خودش اکران می‌شد شاید برای آقای سرهنگی آن اتفاق نمی‌افتاد، آقای کیمیاوی فیلم بعدی‌اش را می ‌ساخت و در ایران ماندگار می‎شد، من هم در فیلم‌های بیشتری بازی می‎کردم.» خداویسی درباره  ادعای کارگردان درباه تدوین فیلم تصریح کرد:«اگر ایشان اعتقاد دارند این فیلم نسخه نهایی شان نیست به این خاطر است که  کارگردانی کمال گراست و دوست دارد همه چیز عالی و خوب پیش برود.» خداویسی درباره توقیف  این فیلم خاطر نشان کرد: «هیچ کس از واژه توقیف برای «ایران سرای من است» استفاده نکرد. ولی گفتند الان زمان مناسبی برای اکران این فیلم نیست. چون کل فیلم درباره سانسور است و درباره این‌که سانسور از زمان حافظ هم وجود داشته است. به هر حال این فیلم موضوعی را مطرح کرده که شاید به مذاق عده‌ای خوش نیامده است.»
 
فیلم تاریخ مصرف ندارد
بهزاد خداویسی درباره حساسیت و وسواس کیمیاوی برای گرفتن برخی از صحنه‌های فیلم هم عنوان کرد: فیلم‌برداری صحنه دوچرخه سواری که همه شعرا در آن حضور دارند و ده ثانیه هم بیشتر نیست، چهار روز طول کشید. این فیلم تاریخ مصرف ندارد و پنجاه سال دیگر هم عین همین امروز است. چون این فیلم اول درباره  ادبیات ایران است و بعد درباره ممیزی. خداویسی خاطره‌ای هم از کار کردن با کیمیاوی و زمان ساخت این فیلم تعریف کرد: آقای کیمیاوی در روستاها کار می‌کرد و از مردم عادی خوب بازی می‌گرفت و ارتباط داشت. راننده‌ای داشتند که خیلی عامی و دوست‌داشتنی بود. آقای کیمیاوی همیشه لویی آرمسترانگ در ماشین گوش می‌کرد. جالب بود این راننده که از روستاهای کرمان بود یاد گرفته بود عین آرمسترانگ می‌خواند... .
 
 
منبع: خراسان





مطالب مرتبط

دیدگاه ها

- نظر دهید